السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
98
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
ديگر يا آب گرم كردن يا نحو آن بلكه بتأخير وضو اگر وقت وسعت داشته باشد پس با امكان چاره جايز نيست مسح بر حائل لكن در تقيه امر أوسع است پس رفتن به مكاني كه تقيه نباشد اگر چه ممكن باشد لازم نيست بلى اگر در همانجا بتواند چاره كند بدون مشقت به اين كه چنين بنمايد كه مسح بر حائل مىكند ونكند بايد چنين كند واگر موقوف باشد ترك تقيه ببذل مال واجب نيست به خلاف ساير اعذار وأحوط چاره كردن است ما دام كه ممكن باشد بدون مشقت مطلقا ( مسألة 36 ) در جائى كه مأمور است بتقيه اگر نكند ومسح كند بر بشره صحت آن وضو مشكل است ( مسألة 37 ) هر گاه بداند كه اگر قدرى از وقت بگذرد مضطر مىشود بمسح بر حائل پس اگر بعد از دخول وقت باشد واجب است مبادرت به وضو گرفتن پيش از حصول اضطرار واگر پيش از دخول وقت بداند كه اگر تأخير بيندازد تا دخول وقت عذر طارئ مىشود مبادرت لازم نيست وهم چنين اگر با وضوء صحيح باشد وبخواهد آن را باطل كند مىتواند پيش از وقت باطل كند واگر چه بداند كه عذر أو را طارئ مىشود اينها در غير تقيه است واما در تقيه پس بعيد نيست جواز تأخير وباطل كردن وضو هر چند بعد از دخول وقت باشد لكن أحوط خلاف آن است ( مسألة 38 ) فرق نيست در جواز مسح بر حائل در حال ضرورت ما بين وضوء واجب ومستحب ( مسألة 39 ) هر گاه مسح كرد بر حائل به گمان اين كه مورد تقيه است بعد معلوم شد كه مورد آن نبوده صحت آن مشكل است وهم چنين در ضرورتهاى ديگر ( مسألة 40 ) هر گاه تقيه به عمل أيد بشستن پاها عوض مسح أحوط تعين همان است واگر چه أقوى جواز مسح است بر حائل نيز ( مسألة 41 ) هر گاه سببي كه باعث مسح بر حائل بود زائل شد خواه تقيه بوده باشد يا ضرورت ديگر پس هر گاه بعد از وضوء است أقوى واجب نبودن اعاده آن است واگر چه پيش از نماز باشد مگر آنكه رطوبت دست باقي باشد پس واجب است اعاده مسح واگر زوال عذر در أثناء وضو باشد أقوى اعاده وضو است هر گاه رطوبتى باقي نمانده باشد ( مسألة 42 ) هر گاه در مقام تقيه عمل كند بر خلاف مذهب كسى كه از أو تقيه مىكند به اين معنى كه كارى كند كه به مذهب أو هم باطل باشد صحت آن مشكل است مثل اين كه آن شخصي كه از أو تقيه مىكند واجب بداند شستن پاها را وأو مسح كند بر حائل يا به عكس چنانچه اگر بالمرة مسح بر حائل وشستن پاها را ترك كند نيز وضوء أو باطل است هر چند چاره تقيه بان بشود ( مسألة 43 ) جايز